تلاش برای مصاحبه تلویزیونی زندانیان سیاسی، شکنجه علنی سازمانیافته است!

0
مهرنوش موسوی

بنا به اخبار منتشر شده از سوی تعدادی از دانشجويان آزاد شده، وزارت اطلاعات و قاتلین زنجیره ای نظام، با توسل به شکنجه و سرکوب اقدام به تهیه مصاحبه های تلویزیونی از دانشجویان چپ دستگیر شده کرده اند. گفته میشود که هدف خط دهندگان تیم ویژه شکنجه دانشجویان چپ، مستقر در بند ۲۰۹ اوین، این است که چه با آرشیو کردن این اعترافات و نگهداری آن به عنوان حق السکوت دائمی، فعالین دانشجویی را بشکنند یا از فعالیت بازدارند یا خاموش کنند و چه از طریق نمایش مستقیم آن در صدا و سیما به شیوه برنامه ورشکسته هویت، بر علیه چپ و کمونیسم در ایران دست به کمپین سرکوبگرانه بزنند. میان دانشجویان قهرمان در زندانهای رژیم اسلامی با جنایتکاران جدال و مبارزه ای سخت همچنان در جریان است. اخبار حاکی از آن است که در جريان بازداشت های دانشجويان مارکسیست، علاوه بر شکنجه های شديد جسمانی که منجر به زخمی شدن و حتی نقص عضو عزیزان دربند ما شده است، شکنجه های روانی شدیدی همانند تحقير، توهين، تخريب شخصيت و... صورت گرفته است. تیم بازجویی ویژه دانشجويان چپ در بند ۲۰۹ زندان اوين، کلیه روشهای ویژه گوانتانامویی خود را بکار گرفته است تا دانشجویان چپ را وادار به اعتراف علیه عقیده و نظر و مبارزه سیاسی خود بکند. کلا مصاحبه هایی که در زندانهای رژیم اسلامی زیر نظر اطلاعات و روزنامه قتلهای زنجیره ایی گرفته میشود حاصل یک دوره فشرده شکنجه های غیر قابل باور توسط شریعتمداریها و سعید امامیهای تیم بازجویی و شکنجه تحت نظارت مستقیم خامنه ای و دفتر رهبری است.

این اقدام رژیم اسلامی اگر حتی جرئت ارائه آن را در صدا و سیما بخود راه بدهد از جانب مردم ایران جوابی جز خشم و نفرت عمیقتر تحویل نمیگیرد. مردم مدتهاست در پس چنین نمایشها و چنین بساطهایی، ترس، عجز و ناتوانی این حکومت را روئیت کرده اند. مردم میبینند که آن کسی که ترسیده، وحشت مرگ سراپایش را فراگرفته از قضا آنهای هستند که پشت دوربین و پشت صحنه نشسته اند: خیل لشکر اطلاعاتیها، شکنجه گران حرفه ای، قاتلین زنجیره ای، گله آخوند و کسانی که به زور اختناق و با دشنه بالای سر مردم، حکومتشان را سر پا نگهداشته اند؛ کسانی که هزینه تک تک کلمات برنامه هویتشان در صدا و سیما، سوزش کابل بر کف پای زندانیان سیاسی بوده است. اینها باید بدانند که درردیف پرونده سنگینی که زیر بغل مردم ایران دارند، مصاحبه گرفتن از زندانی سیاسی به عنوان نوع دیگر شکنجه سازمانیافته دولتی نیز قرار دارد. مردم میدانند تک تک این مصاحبه هایی که تا بحال از صدا و سیما از زندانیان دیگر پخش شده، چگونه گرفته شده است. مردم خوب میدانند. اگر راست میگویند بروند با کف پای این زندانیان در "دانشگاه اوین" مصاحبه کنند! بروند دوربینهایشان را در سلولهای انفرادی روشن کنند، از زیر زمینهای مخوف تیمی سازمان اطلاعات که محل گم و گور کردن شبانه دانشجویان و زندانیان سیاسی است فیلم بسازند! مگر نمیخواهند میکروفون جلو دانشجوی چپ بگذارند، بیایند بروند در صحن تمام دانشگاههای این مملکت تا مردم ببینند حکم دانشجوی چپ و کمونیست علیه این جنایتکاران حاکم کدام است! مصاحبه گرفتن از زندانی سیاسی که تا آرنج دستش را پاره کرده اند، ۴۸ ساعت آویزان کرده اند، کابل زده و شکنجه کرده اند، فقط و تنها یک جلوه دیگری از سرکوبگری این جانیان است و یک جواب دارد. این نظام باید برود!

مردم ایران خیلی وقت است میدانند که وادار کردن هر فردی برای سخن گفتن علیه وجدان و عقیده خود جرم است. ضد انسانی است. بگذاراینها خودشان را به نفهمی بزنند. اما مردم ایران میدانند که رژیم آنقدر وامانده است که در مقابل جنبش آزادیخواهی و برابری طلبی به این سرکوبگری محتاج شده است. سیاستی که اگر جواب میداد سال ۶۰ جواب داده بود. نسلی که امروز در بند ۲۰۹ اوین ایستاده است نسلی است که از این روشهای سرکوب عبور کرده است. سرکوب جواب بحران لاعلاج این نظام نیست. مردم ایران حتی در صورتی که رژیم جرئت دست زدن به چنین نمایشاتی را به خود بدهد وحشت رژیم را در می یابند. میفهمند که تا چه حد این نظام به مقابله با این جنبش از این طرق سرکوبگری محتاج است. مصاحبه کردن و اعتراف گرفتن از زندانیان سیاسی جلو دوربینهای تلویزیون، خود یکی از اشکال شکنجه و تعرض به حرمت و حقوق انسان در اوج درماندگی است. خودشان رو کرده اند که هم امروزو هم در سالهای قبل امثال حسین شریعتمداریها چگونه این مصاحبه ها را پر کرده اند. داستان قتل سعیدی سیرجانی و برنامه هویت را همه میدانیم. خود وارفته های حزب الله و ریزش کرده های صفوف خودشان رو کرده اند که در خانه های تیمی مخوف امثال سعید امامیها، فلاحیانها و شریعتمداریها و.. در ولنجک و شمال تهران و... چگونه فرزندان مردم را وادار به اعتراف علیه خود میکردند. اینها همه جزو پرونده های سنگین اعلام جرم بین المللی علیه یک مشت تروریست حرفه ای و چاقو کش اسلامی در راس این نظام است. پرونده همگیشان را داریم. هر تک مصاحبه ای که تا بحال و در این چند دهه صورت گرفته را در فردای سرنگونی نظام به ادعانامه علیه برپا دارندگان این نوع شکنجه ایدئولوژیک و اسلامی بدل میکنیم. نه احدی را میبخشیم، نه فراموش میکنیم. دادگاههایی که پس از سرنگونی برای بررسی به جرائم سران نظام تشکیل خواهد شد باید به کلیه این ادعانامه ها رسیدگی کند. مصاحبه گرفتن از زندانی یکی از آنهاست. مردم ایران در این شکی ندارند که هر کلمه ای که از دهان هر مصاحبه کننده ایی در صدا و سیما در آمده است بوی خون و تحقیر و شکنجه این عزیزان را میدهد. مردم ایران میدانند که اگر کسی را نترسانند، شکنجه نکنند، کابل نزنند، محال ممکن است که علیه وجدان و عقیده خودش و علیه نفرت و انزجار خودش درمورد این رژیم گواهی بدهد.
این شیوه سرکوب نمیگیرد. مردم ایران در موقعیت سال ۶۰ نیستند. رژیم اسلامی نمیتواند و قادر نیست افراد این جنبش را بشکند! رژیم اسلامی هم در موقعیت سال ۶۰ نیست. موج مبارزه در درون و بیرون زندانها هم در موقعیت سال ۶۰ نیست.
واقعیت این است که در خود سال ۶۰ هم رژیم اسلامی روی تلی از اجساد نسل ما، روی خون پاشیدن به انقلاب ضد سلطنتی مردم ایران و برای تمام کردن حجت خمینی با مقامات سیا و دولت امریکا موفق شد در عین حال یک موجی از مصاحبه های تلویزیونی را از زندانیان سیاسی بر علیه خودشان در زندانها راه بیندازد. موجی که به توابیت شهرت یافت. در آنزمان مصاحبه های تلویزیونی را وقتی میگرفتند که روی تپه های اوین کرور کرور جوانان کمونیست، انقلابی و آزادیخواه را اعدام میکردند. مصاحبه گرفتن ته یک پروسه بسیار وحشیانه و جنایتکارانه سرکوب بود نه نقطه آغاز آن. مقاومت یک جنبش انقلابی در سال 60 در درون زندان را ندامت نشکست، گلوله شکست! جنبش نسل ما را با مصاحبه و ندامت کردن نتوانستند یک سانتی متر جابجا کنند. گلوله این جنبش را در خون خفه کرد و بر متن دریای خون این نسل رژیم اسلامی متولد شد. نه فقط دیروز، باید دشمنان ما بدانند که چپ و عدالتخواهی در این مملکت هیچگاه از رویکرد ایدئولوژیک یک دوجین شکنجه گر سادیست شکست نخورده و نخواهد خورد. اگر غیر از این بود اول کابل نمیزدند بعدا مصاحبه کنند! بورژوازی در همه جای جهان باید کمونیسم و جنبش انقلابی مردم را برای شکست دادن از روبرو بزند. رژیم اسلامی که خودش در حال شکست است برای همین به این پاتکهای فرعی روی آورده است. دو هفته هست که مدام از طریق شایعه دارد فضا میسازد که "مصاحبه گرفته ایم" آیا این رژیم وضعش نظار نیست؟ در همان تجربه مقاومت سال ۶۰ نیزاز ترس اعدام بود که زندانی را وادار به مصاحبه میکردند. جمهوری اسلامی تولدش را مدیون همین نسل کشی بود. امروز اما ورق برگشته است. امروز رژیم حتی قدرت این را ندارد سرکوب کند! موج راه بیندازد. رژیمی که سرانش دارند به خاطر شکست پروژه شان برای بند و بست با آمریکا مسابقه میدهند قدرت شکست دادن مردم ایران را در هیچ سطحی ندارد. برای رژیم و طراحان پروژه های سرکوبش روزمره باید هر حلقه این مدار خشونت یک بار دیگر بازتعریف و از نو آزمایش بشود. اینها دارند روزمره وقت میخرند! امروز در جمهوری اسلامی روزمره تصمیم میگیرند که بزنند تا بمانند و این خودش برای مردم روئیت شده و برای همین جواب نمی گیرد!
روحیه و اعتماد مردم ایران هم در سال ۸۶ با سال ۶۰ قابل قیاس نیست. امروز رژیم حتی برای تحمیق مردم نمیتواند به آنها رو کند! "ضدیت" با حرف و تبلیغات نظام الان معرفه روانشناسی حرکت مردم است. چند سالی است که این رژیم است که برای مقابله با مردم، دنبال آنها حرکت میکند و خود را تنظیم میکند. تصورش را بکنید امروز کسی را که وادار به مصاحبه میکنند باید بیاید به چه چیز اعتراف کند؟ اینکه حکومت اسلامی عین عدل الهی است؟ آیا خود کسی که مصاحبه را ترتیب داده است قبول میکند این مسخره بازی را؟ خود مصاحبه هایی هم که میگیرند رسوایشان میکنند. مگر قرار است آنها چه بگویند؟ بگویند از اسرائیل پول گرفته اند؟ جوک است این! مثلا بگویند آمریکا با زد و بند با چپها و کمونیستها در ایران میخواسته است آن هم در ۱۶ آذر، انقلاب مخملی راه بیندازد؟ مسخره هست این! استعاره هایی هست که بدرد مهران مدیری و شبهای بررره میخورد! کو؟ کجاست آمریکا؟ انقلاب مخملی را که خود خامنه ای اگر از مردم ایران نمی ترسید کلید زده بود! مگر غیر از این هست که در درون بالاترین مقامات نظام برای راه انداختن یک خیمه شب بازی مخملی مسابقه است؟ مردم ایران مشکل این پروژه هستند! مگر غیر از این است که مذاکره و ساخت و پاخت با آمریکا بر علیه سرنوشت مردم ایران مستقیما از بیت رهبری و بوسیله شخص خود خامنه ای به پیش برده میشود؟! مگر غیر از این هست که بلند پایه ترین مقامات تیم مذاکره هسته ای با اسم و رسم خودشان در همین مدت فرار کردند، کل پروتکل جلساتشان را، حتی دفترچه خاطراتشان را به آمریکائیها رد کرده، مزدش را گرفته و در دامان امثال رفسنجانی دارند نوازش میشوند؟ جوک است این اعترافات زنجیره ای! این خودش گرا دادن و نقشه دادن آن ترس سهمگینی است که در صحنه قابل روئیت شده است! آدرس آن وحشت مرگباری است که رژیم را وادشته است زندانیان سیاسی را به پای مصاحبه ببرد.
واقعیت این است که یک رژیمی حتی در این درمانده است که چه جوری زندانی به اسارت گرفته را جلو تلویزیون و دوربین ببرد. چه بگویند این زندانیان؟ اینکه پشیمانند؟ از چه؟ اینکه در دانشگاه اوین تازه فهمیده اند که اسلام دین نجات است و خامنه ای و رژیم اسلامی مردمیترین رژیم دنیاست! گمان نکنم خود حسین شریعتمداری اجازه بدهد این را بگویند، میدانند که مردم به ریش همگیشان در راس نظام میخندند!
اینها خودشان میدانند که حتی این مصاحبه های و برنامه های امثال هویت هم کمکی نیست. جامعه این را پشت سر گذاشته است. نسلی که امروز در زندان است، از این تجربه عبور کرده است.
موقعیت امروز چپ و کمونیسم هم در جامعه ایران با سال ۶۰ قابل قیاس نیست. الان کمونیسم یک موجودیت اجتماعی است. روی ولوم و وزنه این جنبش، مصاحبه این یا ان فرد یا پیوستگی و عدم پیوستگی سازمانی این یا آن فرد تاثیر عجیب و غریبی ندارد. اقتدار این کمونیسم به مثابه جنبش امروز از مرزهای سازمانی هم فراتر رفته است. این نوع کمونیسم را در ایران با دادن این یا آن اطلاعات تشکیلاتی و گروهی و غیره اصلا نمیشود از جا تکان داد، چه رسد به برخورد متقابل با آن. این جنبش به خاطر وسعت و گستردگی اش متنوعترین و پیچیده ترین تا ساده ترین و اجتماعیترین اشکال سازمانی را به خود گرفته است در متن زندگی اجتماعی مردم! خود ابعاد وسیع اجتماعی این جنبش چپ و کمونیستی کارگری در ایران مانع اتخاذ هر گونه سیاست امنیتی سوخته و مصرف شده سرکوب اسلامی برای مقابله با آن است. یک دلیل جواب نگرفتن سرکوب از سوی نظام همین ابعاد اجتماعی و گسترده این جنبش است. جنبشی که روی دوش نسل جوان به جلو برده میشود و این نسل را باید از روبرو شکست داد یا از روبرو از دست آن شکست خورد! تا اینجا این نسل جوان است که در افق پیشروی خود مشغول حملات سنگین به نظام است. این جنبش را فقط یک جنبش هم وزن سیاسی و اجتماعی بورژوازی میتواند به مصاف بطلبد. جنبش اسلام سیاسی دیگر این ظرفیت را ندارد! خودش موضوع جارو شدن در صحنه است!

ارسال یک نظر

0نظرات

ارسال یک نظر (0)